یادداشتی از دکتر عباس نجفی، منتقد ادبی و مدرس دانشگاه فرهنگیان شیرازبه مناسبت اول اردیبهشت ماه «روز بزرگداشت سعدی شیرازی
بدون کوچکترین تردید، علاقه مندان و عاشقان سعدی شیرازی می توانند با کمترین جهد و جهادی، عشق این شاعر یگانه و کم نظیر به وطن و زادگاه را به آسانی در جای جای اشعار او در «گلستان»، «بوستان» و «غزلیات» پی بگیرند.
حتی کسانی که دنبال کننده حرفه ای آثار سعدی نیستند و به هر دلیل از آبشخورهای این سرچشمه زندگی بخش آن چنان که باید و شاید محروم افتاده اند و فقط این شانس کم رنگ را داشته اند که در کتاب های آموزشی دوران مدرسه با «دیباچه گلستان» برخوردی سطحی و گذرا داشته باشند نیز می توانند چهره شاعری زادگاه دوست که درد و دغدغه سلامت و امنیت وطن دارد را از پس سطور روشن «دیباچه گلستان» به تماشا بنشینند.
موضوعات و مفاهیمی که سعدی در «دیباچه گلستان» به آنها پرداخته است را می توان به طور کلی به 6 حوزهی اساسی تقسیم کرد:
1.شکر نعمت های بی حساب و بی دریغ خداوندی2. پشیمانی از عمر تلف شده و امید به عفو کرم آلود خداوند3. سبب تالیف کتاب گلستان4. مدح حاکم فارس (ابوبکر بن سعد بن زنگی )به رسم اکثر قریب به اتفاق شاعران هم روزگار شاعر5. دعا برای مصون ماندن ابدی «خطه پاک شیراز» از آسیب های زمانه6. معرفی ابواب کتاب «گلستان»7. بیان غرض نهایی از تالیف کتاباز بین این 6 حوزه، تنها حوزه ای که سخن گفتن از آن نمی توانسته است چندان نقصان و خلایی در مقدمه «گلستان سعدی» ایجاد کند، حوزه پنجم یعنی «دعا برای مصون ماندن ابدی خطه پاک شیراز از آسیب های زمانه» است.
به عبارت روشنتر، وقتی شاعر و نویسنده سخن شناس و هوشیاری همچون سعدی قلم به دست می گیرد، بی هیچ شکی حتما به این امر واقف است که در بخشی همچون دیباچه (مقدمه )کتاب، مجال تنگتر از آن است که بتوان اضافه بر معرفی کتاب، بیان اسباب، اهداف و شکرگزاری از کسانی که سهمی در به وجود آوردن اثر داشته اند، به مطلب حاشیه ای دیگری پرداخت؛ اما همانگونه که در سطور بالا برشمرده شد، سعدی در این فرصت کوتاه که طبیعتا باید به حداقل ها اکتفا می کرده است، فقط به سپاسگزاری و سبب تالیف و معرفی بخش های کتاب گلستان اکتفا نکرده است بلکه «دعا برای امنیت و سلامت خطه پاک شیراز» را نیز در کنار این محورهای اساسی نشانده است؛ یادکردی که می توانست نباشد و در عین حال نقصانی بر مقدمه نویسی سعدی وارد نکند.
مصرع غریب و دلتنگی آمیز « اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست» علاوه بر اینکه نشان دهنده اهمیت وطن و زادگاه در نظرگاه سعدی است، مدح حاکم دوران (بوبکر بن سعد زنگی) را نیز توجیه می کند. گویی سعدی از این روی به مدح حاکم فارس می پردازد که «هیبت حاکم» را ضامن امنیت و سلامت «اقلیم پارس» می داند.
مدح سعدی مدحی ناخلف است که کمترین شباهت را به مدح شاعران کلاسیک دیگر برده است. مدح او مدح حاکمی است که به زعم شاعر، با وجود و حضورش دیگر، تند باد حوادث را یارای دست دراز کردن بر «اقلیم پارس» نیست و هم از این روی است که می توان مدعی بود که در جهان بینی سعدی، مدح حاکم برابر نهاد «مدح وطن» است:اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست تا بر سرش بود چو تویی سایه خدا سعدی در سرتاسر گلستان و بوستان و غزلیات ابیات فراوانی در «حب وطن» دارد اما تنها دقت در دیباچه گلستان برای نشان دادن درجه عشق او به «خاک وطن» کافی است؛ جایی که حتی «ضیق وقت» و «تنگ بودن مجال» که ذاتی هر نوع دیباچه و مقدمه نویسی است نیز باعث نشده است تا این شاعرِ دردِ دوری و غربت کشیده لحظه ای از یاد «خاک پاک پارس» غافل بماند: ایزد تعالی و تقدس خطهٔ پاک شیراز را به هیبت حاکمان عادل و همت عالمان عامل تا زمان قیامت در امان سلامت نگه داراد.
اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست
تا بر سرش بود چو تویی سایه خدا
امروز کس نشان ندهد در بسیط خاک
مانند آستان درت مأمن رضا
بر توست پاس خاطر بیچارگان و ُشکر
بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا
یا رب ز باد فتنه نگهدار خاک پارس
چندان که خاک را بود و باد را بقا
- نویسنده : محمد دهداری











Thursday, 6 August , 2026